خاتون جان!از روزی که دل برده ای قرن ها میگذرد.از همان اول هم مرغ من یک دنده،یک پا داشت.مغول و عرب و تاتار و روس و هزار ایل و قبیله و طایفه به جانم افتاده بودند که زبان به دلخواهشان در دهان بچرخانم.اما هنوز دوستت دارم همان دوستت دارم روز اول است
تا کور شود هرآنکه نتواند دید...