از تخت پایین که میروی

تعادل جهانم به هم میخورد

و دکمه هایت را که میبندی

چشم هایم دو تیله ی بی استفاده میشوند.

شانه ای برمیداری

جلوی آینه

جهان را مرتب میکنی.

شال که میپوشی

باد سردرد میگیرد

و از خانه که بیرون میزنی

زمین برای بوسیدن قدمهات

چرخیدن را به یاد می آورد.

شب،

آرایشت را که پاک میکنی،

دانه های اکلیل عروج میکنند و ستاره میشوند




+ناپرهیزی بعد از مدتها... آثار بیخواب شدن

+شما ببخشید