پیش از تو که اوضاع این نبود
روز دومی که گوشی را میخریدم از دستم نمی افتاد هزار تکه شود ...
شب از خانه که بیرون میزدم قدم بزنم دلم خفه نشود، وقتی توی خیابان استاد نقاشی بچگی ام در "کانون پرورش فکری" را میدیدم و کلی باهاش احوالپرسی میکردم برنمیگشت بهم بگوید که آقاجان اشتباه گرفته ای . من نه علی پورم نه نقاشی بلدم نه ریخت تو را تا حالا دیده ام...قبل از تو هیچوقت اینطور کیش و مات نمیشدم
وقتی میرفتم -برای هیجان- ترن سواری،بلیط را نرسیده به ورودی به اولین نفری که از کنارم رد میشد واگذار نمیکردم ... حالم این نبود که ...
حالم اینقدر چهرازی نبود که ...



+دلبر که جان فرسود از او...

+عصر به سرم زده بود که برای هرکی تو اینستا با هشتگ چهرازی پست گذاشته کامنت بذارم از پادکست چهرازی...یه تعدادی گذاشتم ...بعد کم کم عقلم اومد سر جاش...