1)


چشمای بی روحش رو به جنون میره
با هر نگاش دردی تا استخون میره



2)


تو یه جادوگر شومی که تو این شهر غریب

هر سر انگشت پلیدت شده فواره ی خون




+بیت اول دو تا ترانه ناقص که دیشب موقع غروب سرخ پادگان به جونم افتاده بودن که کاملشون کنم ...

+همچنین راجع به فواید خدمت سربازی یکی دو صفحه نوشتم که اگه رگ و ریشه ی شیرازی نداشته باشم حتما میذارمشون ...جهت شاد کردن دوستان