از دست رفیقان چه بگویم... گله ای نیست

و این رفتنی که مد شده... و این که بلاگ انگار نمیتونه وبلاگ نویسای قدیمی رو ارضا کنه

همه دارن دیلیت میکنن

بی خبر گرفتن از دوستی ... به قول اون دوست خواننده: گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای...

هربار که میام بلاگ از رفتن یک نفرتون میترسم ... مواظب دوستامون باشیم ...

۲۴ دی ۹۵ ، ۰۰:۲۵ ۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

پدرم



پدرم باد بود،

مادرم باران.

من به باد رفتم.




+شاعر ناشناس

۱۰ دی ۹۵ ، ۱۷:۵۹ ۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰

برای ادامه ی این بی مایگی،قانون منع وازکتومی تصویب شد

  • به اقتضای سنم هر روز یک نفر از دوست و اشنا هر گوشه ای که میبینتم دو تا سوال رو حتما میپرسه: "خدمت تموم شد؟ داماد نشدی؟"
  • لا جرم فکر من مدتهاست درگیر این قضیه ست ... که چرا ازدواج؟ هدف ازدواج چی میتونه باشه؟ عاطفه؟ رفع نیاز جنسی؟ تولید مثل؟ فرار از محیط بد خونه و خونواده؟ مستقل شدن؟عشق اساطیری؟کدومشون؟
  • به آمار طلاق که نگاه میکنی (آمار سیاه منظورمه ، نه آماری که تلویزیون جمهوری اسلامی میگه)، رتبه اول مال کرجه با 60درصد طلاق در 5سال اول زندگی مشترک و تهران با 55 درصد تو همین بازه . جالب تر اینه که شهر کوچیک من با 47 درصد تو همین بازه زمانی جزء ده تای اوله .(مرسی بچه ها که پرچمو بالا نگه داشتن :||||   ).از تبعات مالی که قطعا برای دو نفر خواهد داشت که بگذریم ، تبعات روحی ای که برای دو تا خانواده و بالطبع برای برادر یا خواهر طرف به وجود میاد نمیشه گذشت . از جنگ های روانی که ایجاد میشه به هیچ وجه نمیشه گذشت و از آشفتگی های بعدش هم همینطور
  • جالب اینه که توی جامعه پذیرش اجتماعی برای دختری که طلاق گرفته به شدت افتضاحه ،به حدی که طرف مدتی بعد از ازدواجش راضی به زندگی تو همون شرایط غیر دلخواهش با همون که ازش طلاق گرفته میشه، تا از پیشنهاد های مختلفی که از طرف بقیه مردها بهش میشه رها بشه ...دیگه این پیشنهاد ها چی هستن رو همه میدونیم و گفتن هم نداره
  • اما سوال قبلی: چرا ازدواج؟ کدوم یکی از دلایل بالا میتونن علت ازدواج باشن؟
  • عاطفه؟
  • اگر عاطفه علت ازدواجه پس اینهمه جنگ و دعوا و مرافعه چیه؟ جنگ های مادر شوهر و خواهر شوهر و عروس و ... چی؟ یا به اون قول صادق:"شیکم گشنه عاطفه نمیشناسه " اگر کنار هم قرار گرفتن مایه ی ایجاد "سکینه" ای که قران میگه "لتسکنوا الیها" باشه قاعدتا نتیجه ش نباید این باشه ، چرا که پسری که براش آینده ی شغلی در نظر گرفته نشده علی القاعده نخواهد تونست زندگی رو بیش از چند صباحی که کادو های عروسیش تموم نشده ، اداره کنه .
  • رفع نیاز جنسی؟
  • 5 یا 6 سال پیش یه سمیناری داشت یکی از استادای دانشگاه یِل راجع به فلسفه ی جاذبه های دو جنس مخالف. یادمه میگفت که زن برای مرد جاذبه های جنسی ای داره که اون رو به سمتش میکشه و مرد هم اون قوی بودن و پناهگاه بودن جاذبه ش هست . بعد در ادامه شروع کرد به مثال زدن حیوون ها و دونه دونه حیوونای خیلی زشت(از نظر ما) رو آورد کنار هم و از جاذبه های جنسی شون گفت . نتیجه ای که در آخر میگرفت این بود که علت تمام این جاذبه های جنسی که ما در وجود هم میبینیم می به تولید مثله . چون من در ذاتم میل به تولید مثل دارم و این میل با وجود جنس مخالفم محقق میشه پس اونو جذاب میبینم .نتیجه ی چندان دور از ذهنی هم نیست انصافا
  • تولید مثل؟
  • به چه هدفی تولید مثل؟ تیتر پستم به این بخش نوشته م برمیگرده . لا اقل اگر قرار به ازدواج به نیت رفع نیاز جنسیه کاش جلوی همچین تولید مثل بی تدبیری گرفته بشه ! جالب اینه که دوستان تو زندگی مشترک به اختلاف میرسن، بچه دار میشن که بچه با شیرینی هاش تلخی زندگی رو از یادشون ببره( این چیزیه که درصد خیلی بالایی از دوستانی که برای طلاق به دادگاه میان میگن) اما بعد که چند روز پوشک بچه عوض میکنن و شب بیداری تحمل میکنن یادشون میاد که تو مجردیشون چه خوشیایی داشتن و چه فرصتایی که با ازدواج ازشون گرفته نشده و فغان و داد که" اگر زن یا شوهرم گولم نزده بود فلان شده بودم و اگر مخم رو برای ازدواج کار نگرفته بود بهمان شده بودم". بچه هم به درک! مسئله دومی که راجع به تولید مثل وجود داره اینه که خب دوست من ! من و تویی که در نهایت بی مایگی هستیم چه جور بچه ای مگه میخوایم بزرگ کنیم که اینقد به خودمون میبالیم ؟ به این کار فطری . نسلی که میانگین مطالعه ش به یک دقیقه نمیرسه و میانگین زمان شبکه های اجتماعیش بیش از ساعت خوابشه حتی ،دیگه نیاز به تولید مثل نداره ... نسلی که بزرگترین مصرف کننده ست و کم مایه ترین که دیگه نیاز به تولید مثل نداره .نسلی که اگر یک نفر از بینشون بگه من فلان ساعت در روز مطالعه میکنم تنها بازخوردی که میگیره تمسخره دیگه تولید مثل به چه کارش میاد؟وازکتومی راه حل خوبی بود که قانون منعش رو چند سال پیش تصویب کردن برای ادمه ی این بی مایگی. که طرف حتی اگر برای رفع نیاز جنسیش هم ازدواج میکرد ، تولید مثل نکنه و همون نیاز جنسیش رو رفع کنه فقط
  • اگر اشتباه نکنم دورانت معتقد بود که باید انسانهایی رو که قابلیت بقا و هوش و استعداد بالاتری دارن برای تولید مثل برگزید و به بقیه فقط اجازه تمتعات جنسی از هم رو داد.... که البته این هم خیلی ظالمانه ست و نه چندان نزدیک به تدبیر
  • فرار از محیط بد خونه و خونواده ؟
  • این یکی از پر بسامد ترین دلایل ازدواج امروزیه ... تفاوت سنی دو نسل و خلائی که بین فهم متقابل بعضی پدر و مادرا هست بچه هاشون رو فراری از خونه میکنه به این امید که بتونن زندگی جدیدی رو تشکیل بدن ، که حتی اگر بد هم باشه باز از خونه ای که قبل از ازدواج توش زندگی میکنن بهتره . متاسفانه نتیجه ی این مورد هم مثل موارد قبلی اینه که میرن سر خونه زندگیشون و تازه متوجه میشن که تو خونه ی پدرشون حداقل مشکلات و شرایط مالی سخت نداشتن و نیاز نبود که تا بوق سگ کار کنن برای دو لقمه نون و اینجاست که طرف مقابل مقصر میشه و باز همون آش و همون کاسه ، با رنگ و لعاب متفاوت .البته داریم مواردی که خودشون رو از اون خونه ی قبلی به در میبرن و تعالی رو تجربه میکنن اما بستگی به این داره که معنی تعالی رو چی بدونیم .
  • مستقل شدن؟
  • مستقل شدن میتونه دلیل خوبی باشه برای بیرون اومدن از پیله ی خونواده و پروانه شدن ... اما آیا برای مستقل شدن حتما باید ازدواج کرد؟ حتما باید رفت و دختری رو پیدا کرد یا منتظر پسری موند که بیاد و خواسگاری و یعد دنبال مستقل شدن بود ؟ ربط این دو تا چیه ؟ هدف ، هدف خوبیه اما وسیله ش بعید میدونم چندان ایده ال باشه
  • عشق اساطیری؟
  • کام آآآآآآآآآآآآآآآن!!!!!عشق اساطیری تهش پله های دادگاهه... به اندازه موهای سرم دیدم ... تو پادگان به اقتضای رشته م خیلی از این موارد میومدن برای مشورت، که قبل یا حین سربازی ازدواج کرده بودن و بعد چند ماه که تنشون به تن هم خورده بود و به واقعیت ها رسیده بودن و اون عشق سوزان فروکش کرده بود تازه دیده بودن که ای داد بیداد این که شاهزاده سوار بر اسب سفید نیست و اون که سیندرلا با کفش پاشنه سی سانتی قرمز نیست. نتیجه اینکه با توافق ، به همون سرعتی که ازدواج میکنن ، به همون سرعت هم جدا میشن
  • حالا بر فرضِ ازدواج ،عنصر بسیار مسخره ای که وجود داره چیزی به نام مهریه ست ...که بود و نبودش هییییچ نتیجه ای جز دامن زدن به اختلافات بیشتر نداره . جالبه که مرحوم دکتر سید حسن امامی از بزرگان حقوق مدنیِ ما که دکتراش رو فرانسه گرفته و از طرفی مجتهد هم بوده  از ازدواج اینجوری تعبیر میکنه : تمتع از تن زوجه در برابر مهریه ... و واقعا چیزی جز اینه حقیقت؟ چون طلاق ایقاعه( یعنی فقط به اراده ی مرد واقع میشه ) ، مرد میتونه مهریه رو ابزار فشار بر زن قرار بده که اگر نبخشی طلاقت نمیدم و اونقد آزارش بده که زن مجبور بشه به عبارت مشهور "مهرم حلال جونم آزاد" کنه و اگر زن بخواد بگیره مهریه رو با درخواست اعسار(نداشتن توان مالی ) مرد مواجه میشه و عملا هیچی به هیچی ! نهایتش اینه که تا وقتی که مرد اعسارش رو ثابت کنه میشه زندانیش کرد که اونم تو رویه قضایی ما چندان مصداقی نداره .
  • دختر ها! اگر روزی کیس مناسبی بود و دلتون خواست ازدواج کنین ، این شرط رو حتما در سند ازدواجتون قید کنید ک وکالت در طلاق داشته باشید.
  • و پسرها! اگر روزی همین اتفاق براتون افتاد ، وکالت در طلاق رو به همسرتون بدین ، حتی اگر میترسین که فردا روز زندان خواهید شد ، این وکالت رو با شرط بخشش مهریه به همسرتون بدین .
  • چون مردا تو این موقعیتا موجودات جالبی نیستن ... همون بهتر که وکالت در طلاق رو به همسرتون داده باشین
  • اگه شما هم علتی برای ازدواج به ذهنتون میرسه یا نقدی دارین بسم الله ...مشتاقم
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۳:۱۱ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰